Wie ein römischer Kardinal aus Platons Höhle floh 5. Juli 2007 | Von Helmut Hansen Dem griechischen Philosophen Platon zufolge sind wir Gefangene unserer sinnlichen Wahrnehmung. Die wahre Welt bleibt uns in aller Regel verborgen. Doch gelegentlich gelingt es einem, diesem Gefängnis zu entkommen. Der römische Kurienkardinal Nikolaus von Kues war von einer von diesen… Das Höhlengleichnis ist eines der bekanntesten Gleichnisse des griechischen Philosophen Platon (427 v. Chr. bis 347 v. Chr.). Es stammt aus dem siebten Buch seines Hauptwerkes Politeia (Pol 514a-517a). Es dient, wie auch die anderen Lehrbeispiele Platons, als Standardlehrbeispiel zur Einführung in die Philosophie, speziell in die Erkenntnistheorie. Es beschreibt einige Menschen, die in einer unterirdischen Höhle von Kindheit an so festgebunden sind, dass sie weder ihre Köpfe noch ihre Körper bewegen und deshalb immer nur auf die ihnen gegenüber liegende Höhlenwand blicken können. Licht haben sie von einem Feuer, das ...
حکایت برگ وباد می دانی ؟: وقتی بتدریج زمان جدائی برگ از ساقه فرا میرسد, برگ به مرور رنگ می بازد و چهره اش با گذشت زمان پریده گون تر و زردتر می گردد, دیگر برگ نمی تواند از ساقه ,تنه وریشه تغذیه کند , رگه های حیات رفته رفته بر او تنگ تر و تنگ تر می شود و او زردتر و پژمرده ترمی گردد. آسمان دیگر هالهء زردو مخملی از رو بر میکشد و تن نازک و نهیف برگ در چنگ آسمان سرد درهم می پیچد, شریانهای حیات دیگر مسدود می شوند و ساقه دیگر نای در نفس نمی بیند و زمین گویی آخرین شریانهای زندگی را از جان درخت بر جان خود می مکد و بادی سرد از هر سوپیکر درخت رادر خود می پیچد و درخت به لرزه در می آید, چنگ از چنگ فرسودهء برگ وشاخه از هم می گسلد: برگ رها, برگ جدا, برگ سوا, می شود باد به دم می زند برگ نگون چاره را شاخهء بی چاره را باد به هم می زند **************** جان زمین تشنه است! برگ پریشان سرشت سو به رهی کو نوشت, چرخ زنان رقص کنان از دل و جان می رود. برگ چرا می شود!؟ خانه جدا می شود!؟ از تن و از مال خود(!؟) برگ رها می شود, حال چه سان برگ زرد تن به سوا می دهد!؟ هم تن و آغوش باد رقص سماء می دهد!؟ برگ به آغوش باد ...
Kommentare