وحشی تر از آن بودند که بوان رامشان کرد
وحشی تر از آن بودند که بتوان رامشان کرد!
در صحرا هایشان چنان زیسته بودند
که کمند هیچ بنی آدمی
بر گرده گردنشان نیز نرسیده بود
آنان ترک پیکرشان گویی خواب زین نیز
بر ترک جانشان ندیده بود
چنان می نمود !
چگونه بودند!؟
بر صحراها می تازیدند
شیهه می کشیدند
و گردن می افراشتند.
از گذار اسبان رام گریخته بودند
دنیای ایشان
پنداری چراگاهی بود
که سال به سال در انتظار آفتاب
و گرمایی است
که از پشت کو ها خرامان
به جهان ایشان راه می جست.
آنان به شعاع آفتاب و
نور مهتاب جان می ستردند
خرامان همجون شعاع
صبحگاهی خورشید در بهاران
که سرما را در جان خود آب می کرد
آنان آنچنان در آغوش آفتاب می خرامیدند.
وقتی که آفتاب با طبیعتش
بر شب زفاف می نشست و
گرمای سوزناک آمیزش را
در بهارانی نمناک
به روح طبیعت می بخشید
آنان بر می خواستند و بوی آفتاب رادر
پیکرشان می چشیدند و می چشیدند
همچون آفتاب بهاران در طبیعت.
وحشی تر از آن بودند که بتوان رامشان کرد.
با طیعت آفتاب برمی خواستند.
با طبیعت آفتاب زفاف می کردند.
زمستان 1370
در صحرا هایشان چنان زیسته بودند
که کمند هیچ بنی آدمی
بر گرده گردنشان نیز نرسیده بود
آنان ترک پیکرشان گویی خواب زین نیز
بر ترک جانشان ندیده بود
چنان می نمود !
چگونه بودند!؟
بر صحراها می تازیدند
شیهه می کشیدند
و گردن می افراشتند.
از گذار اسبان رام گریخته بودند
دنیای ایشان
پنداری چراگاهی بود
که سال به سال در انتظار آفتاب
و گرمایی است
که از پشت کو ها خرامان
به جهان ایشان راه می جست.
آنان به شعاع آفتاب و
نور مهتاب جان می ستردند
خرامان همجون شعاع
صبحگاهی خورشید در بهاران
که سرما را در جان خود آب می کرد
آنان آنچنان در آغوش آفتاب می خرامیدند.
وقتی که آفتاب با طبیعتش
بر شب زفاف می نشست و
گرمای سوزناک آمیزش را
در بهارانی نمناک
به روح طبیعت می بخشید
آنان بر می خواستند و بوی آفتاب رادر
پیکرشان می چشیدند و می چشیدند
همچون آفتاب بهاران در طبیعت.
وحشی تر از آن بودند که بتوان رامشان کرد.
با طیعت آفتاب برمی خواستند.
با طبیعت آفتاب زفاف می کردند.
زمستان 1370
Kommentare